پارت بیست و یک :

بوی گس تنباکو و چرمِ تلخ، مثل یک طنابِ نامرئی دورِ گلویم پیچید. نوکِ سرخ‌رنگِ سیگارش در تاریکی جلوتر آمد. حالا آن‌قدر نزدیک بود که می‌توانستم گرمایِ ضعیفِ بدنش را حس کنم.
صدای شاهان، بم و خشن، سکوتِ سنگینِ اتاق را برید: «دنبالِ چی می‌گردی تو اتاقِ من؟»
اتاقِ او؟ این درِ هشتم بود. سیاره‌ی هشتم. قرار بود اینجا ورودیِ نارنیا باشد، نه قلمروی این مردِ مرموز. آبِ دهانم را به سختی قور

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ویونا

    0

    عاشق این دوپارت شدم یه سر رفتم به دنیای هاگوارتز و سرک کشی های شبونه هریپاتر یه سر رفتم به نارنیا خیلییی قشنگ بودد

    ۳ ماه پیش
  • نگین

    0

    وایی نیاز شد قرص استرسم بخورم 😂

    ۳ ماه پیش
  • نگین رمان فن

    1

    شبانه در حال بدبخت کردن خودش با اعتماد به نفس کامل

    ۳ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ای وای😁😁😁

    ۳ ماه پیش
  • راز

    1

    یعنیا این رمان از عالی هم عالیتره

    ۳ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    خدا بداد برسه با شاهان و شبانه !!! نمیدونم چه وایبی از شاهان میگیرم ،خدا کنه بهش کمک کنه

    ۳ ماه پیش
  • نرگس

    2

    این ک میگفت دنیای نارنیا انتظارش و میکشه ینی ممکنه اون راهرو تمام سوال های توی ذهنمون حل کنه اگه این همه اطلاعات اونجا باشه ینی ممکنه شاهان آدم خوبی باشه...؟ اگه هم آدم بدی بود آراز شبانه رو برای حل کد مستقیم نمیفرستاد تو دهن شیر نه...؟ یا شاید هم یک راهیه ک شبانه فرار کنه یا آراز منتظرش باشه

    ۳ ماه پیش
  • نرگس

    0

    واای لامصب فیلم نارنیا اومد تو ذهنم خیلی عالی بود😍

    ۳ ماه پیش
کپی شد!